عباس قديانى
774
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
اسبابچينى گذاشت ، و نمايندگان مجلس را در مجلس تاجگذارى خويش دعوت نكرد ، و وزرا را بر ضد نمايندگان تحريك و تقويت نمود ، و چندى بعد ميرزا على اصغر خان اتابك ( امين السلطان ) را براى انهدام اساس مجلس و اعادهء بساط استبداد به صدارت برگزيد . اما او بدون آنكه توفيقى در اين كار بيابد به قتل رسيد ، و كابينهء مشير السلطنه هم كه بعد از او تشكيل شد به زودى ساقط گشت ، و ابو القاسم خان قراگوزلو ، ملقب به ناصر الملك به صدارت انتخاب شد ، و او چون به عنوان وزير ماليه در حذف مستمريها و تعديل مخارج با مجلس همداستان گشت ، و در واقع اختيارات شاه را محدود نمود ، مورد عداوت شاه واقع گشت ، و چندى بعد محمد على شاه ، علىرغم ميل مجلس ، ناصر الملك را با وزراى او توقيف كرده چندى بعد او را به اروپا تبعيد نمود ، و درصدد برآمد كه به كمك اوباشان و قزاقان مجلس را منحل كند ( ذيقعدهء 1325 ) . اما به سبب مراقبت مجلسيان و انجمنها و تلگرافهاى تهديدآميز ولايات ، اين نقشهء كودتاى او عقيم ماند ، و شاه پس از منازعات زياد و زد و خوردهاى جزئى تسليم شد و پشت قرآن را مهر كرده و سوگند ياد كرد كه مشروطيت را تقويت نمايد . و حتى درصدد استمالت ناصر الملك برآمد ، و بههر حال ، يك چند با مجلس و ملت آشتى نمود . ليكن در اواخر محرم 1326 ، چون اتومبيل شاه مورد اصابت نارنجك دستى قرار گرفت ، و هويت سوءقصدكنندگان معلوم نشد ، شاه نسبت به مجلس بدگمان شد و از امكان ادامهء سازش و آشتى با مجلس مأيوس گرديد ، و چندى بعد ، به تحريك كسانى مانند كامران ميرزا و شاپشال و بعضى عمال مستبد ، درصدد تغيير وضع و انهدام بنيان مجلس و مشروطيت برآمد . به اين مقصود در 3 جمادى الاولى 1326 ه . ق . از تهران خارج شده به باغ شاه رفت ، و لياخوف فرمانده بريگاد قزاق را به حكومت نظامى تهران منصوب نمود . عدهاى از رؤساى مشروطيت ، مانند ملك المتكلمين و سيد جمال واعظ و ميرزا جهانگير خان شيرازى ، در مجلس متحصن شدند ، و عاقبت بعد از 20 روز كشمكش بين دربار و مجلس ، در روز 23 جمادى الاولى قزاقها مجلس را محاصره كرده به توپ بستند . جمعى از آزاديخواهان ، مانند ملك المتكلمين و ميرزا جهانگير خان شيرازى ، در اين واقعه گرفتار شده در باغشاه به امر محمد عليشاه مقتول شدند ، و عدهاى ديگر ( قريب 70 تن ) به سفارت انگليس يا سفارت فرانسه يا سفارتهاى ديگر متحصن ، و جمعى ديگر متوارى شدند ، و بدينگونه ، شاه مجلس را منحل كرده ، مشروطيت را تعطيل نمود ، و دورهاى را كه به دورهء استبداد صغير معروف است قريب يك سال ادامه داد . اما به زودى با انقلاب آذربايجان و مقاومت مردم تبريز مواجه شد ، و چندى بعد با قيام بختياريها و فتح اصفهان ( ذى الحجه 1326 ) و قيام مجاهدين گيلان ( محرم 1327 ) روبهرو شد ، و با آنكه در اواخر با تشكيل نوعى از مجلس و با اعادهء صورى و ظاهرى مشروطيت موافق شده و تا حدى تظاهر به اهتمام در رفع موجبات نارضايتى عامه مىنمود عاقبت اردوى مجاهدين گيلان از راه قزوين و اردوى مجاهدين بختيارى از طريق اصفهان ، به قصد تجديد اساس مشروطيت ، بهسوى تهران حركت نمودند ، و در 26 جمادىالاخرى 1327 وارد تهران شدند ، و محمد على شاه تحت حمايت دولتهاى روس و انگليس در سفارت روس در زرگنده تحصن جست . وى به حكم مجلس عالى از سلطنت خلع شد ، و پسر 12 سالهاش به نام احمد شاه به سلطنت نشست ، و عضد الملك قاجار نايب السلطنه گشت . تا افتتاح مجلس دوم ( ذيقعده 1327 ) هيئتمديرهء موقتى